آموزش مسائل زناشویی

7 نکته مهم برای دم بخت ها

7 نکته مهم برای دم بخت ها

اگر در آستانه ازدواج باشید ممکن است هر کسی از راه برسد برایتان توصیه هایی داشته باشد. شنیدن این توصیه ها قطعا می تواند کمک کننده باشد اما شاید توصیه هایی هم باشد که کمتر کسی به شما بکند. این توصیه ها را بخوانید و در انتخاب، ارتباط و زندگی مشترک تان به کار ببندید.

 

1. منتظر شریک زندگی ایده آل برای آغاز یک رابطه نباشید و یا از شریک خود انتظار کامل بودن نداشته باشید. ممکن است روزی شریک شما کاری کند و یا حرفی بزند که سبب رنجش، خشم و نا امیدی شما شود. اما بدانید که هیچکس کامل نیست حتی شما. بنابراین منصفانه جایز الخطا بودن انسان ها را بپذیرید.

 

2. شما قادر به تغییر دادن فرد دیگری نیستید. شما تنها می توانید خودتان را تغییر دهید تا با تحولات پیرامون خود کنار بیایید. آیا شما می خواهید که شریک شما شخصیت و ماهیت اصیل خود را حفظ کند و یا کسی باشد که تمایل ندارد؟

 

3. عشق و رابطه عبارت است از: برآورده ساختن دو جانبه نیازها. ممکن است در مواقعی شریک شما در شرایط روحی نامساعد قرار گیرد و تمایلی نداشته باشد که شما در کنار او باشید و به تنهایی نیاز داشته باشد. این واقعیت را بپذیرید. عشق تبادل انرژی میان دو انسان است.

 

4. بطور طبیعی ما همگی به سمت فردی گرایش می یابیم که از انرژی حیاتی بالاتری نسبت به ما برخوردار باشد. بنابراین کسی که غرغرو، بد خلق، دمدمی مزاج، پرخاشگر، کینه توز و خودخواه باشد طبعا ما را جذب خود نمی کند. بر عکس فردی که بشاش، سرحال، شاد، و برخوردار از اعتماد بنفس و خودباوری بالا و سالمی باشد ما را مجذوب خود خواهد ساخت. 

 

5. شادی و خوشبختی حالتی ذهنی است که ما در انتخاب آن صاحب اختیار هستیم. تمام شادی ها، رنج ها و اندوه ها توسط خود شما خلق می شوند و از خارج شما و یا توسط دیگران سرچشمه نمی گیرند. بنابراین شریک خود را مسئول خوشبخت ساختن خود ندانید. شما نباید برای تامین نیازهای احساسی خود به شریکتان وابسته باشید. تنها این شما هستید که مسئول احساسات خود و خلق لحظات مثبت و شیرین در زندگی خود هستید.

 

6. وسواس کمتر موجب شناخت بهتر می شود. بنابراین با دقت کامل طرف مقابلتان را بشناسید اما مراقب باشید در اعمال فیلترهای انتخاب، وسواس پیدا نکنید.

 

7. در ابتدا در خواستگاری به سلیقه فیزیکی خودت و طرفت باید دقت داشته باشید، اگر حداقل های لازم برایتان تامین شد طرح مباحث زیر، تعیین کننده و هوشمندانه است:

 

1. من به این دلایل می خواهم ازدواج کنم. این توان مالی من است، این نیازهای روانی- عاطفی و جنسی را دارم.  دلایل شما برای ازدواج چیست؟

 

2. من به این دلایل شما را انتخاب کرده ام...

 

3. نکات خوب شخصیت من و زندگی ام، اخلاقم و خانواده ام این هاست، نکات خوب شما چیست؟

 

4. نکات بد من اینهاست، نکته غیر خوبی دارید که لازم باشد من بدانم؟

 

5. سابقه رابطه عاطفی ام این هاست، اگر لازم دانستی، سوابق عاطفی خودتان را به من بگویید.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 17:13 توسط آرام|


10 فایده طبی رابطه زناشویی را بدانید 

10 فایده طبی رابطه زناشویی را بدانید

10 فایده طبی رابطه زناشویی را بدانید

در این مطلب سعی ‌شده به جزییات اثرهای فیزیکی رابطه زناشویی پرداخته شود. رابطه زناشویی، دارای آثار فیزیولوژیکی مثل افزایش ضربان قلب و فشارخون است که نباید آنها را با اثرهای فیزیکی رابطه زناشویی اشتباه گرفت.

بسیاری بر این باورند که داشتن رابطه به مقدار زیاد برای سلامت خوب نیست و دلیلی هم برای این باور خود ندارند. در کمال تعجب برخی مردان معتقدند مایع منی از نخاع ترشح می‌شود و بسیاری نیز بر این اعتقاد هستند که دفع بیش از حد مایع منی، باعث اتلاف مقادیر زیادی کالری و موادمغذی می‌شود که این باور به هیچ‌وجه صحت ندارد.

 

60 درصد حجم مایع منی ترشحات پروستات و 40 درصد آن ترشحات کیسه‌های منوی هستند. این ترشحات فاقد هرگونه ماده مفید مهم برای بدن هستند. در حقیقت یکی از روش‌های درمانی «عفونت پروستات» یا «پروستاتیت» در مردان، افزایش تعداد روابط زناشویی است که در آن به‌طور مکرر ترشحات پروستات تخلیه و باعث دفع باکتری‌ها می‌شود بنابراین مایع منی نه در نخاع تولید می‌شود و نه در بیضه‌ها. نقش بیضه اضافه کردن اسپرم به مایع منی است.

 

فقط حدود یک درصد حجم مایع منی شامل اسپرم‌ها می‌شود بنابراین مردانی که فاقد اسپرم هستند (تعداد اسپرم صفر یا آزواسپرمی) متوجه این مشکل خود نمی‌شوند، مگر اینکه آزمایش تجزیه مایع منی بدهند که در آن مشخص می‌شود مایع منی فاقد اسپرم است. منی تولید شده در کیسه‌های منوی ذخیره می‌شود. حجم کیسه‌های منی حدود 5 میلی‌لیتر است، اگر کیسه‌های منی پس از پرشدن توسط رابطه زناشویی خالی نشوند، به روش‌های دیگر مثلا احتلام شبانه خالی خواهند شد و اگر خالی نشوند مایع منی و اسپرم‌ها جذب می‌شوند.

 

در حقیقت رابطه زناشویی دارای اثرهای مفیدی هم روی بدن است. 10 اثر مفید رابطه زناشویی بر بدن عبارتند از:

1) در افرادی که دارای رابطه زناشویی هستند، سیستم ایمنی بدن قوی‌تر از افراد فاقد رابطه زناشویی است. سیستم ایمنی بدن مانند یک سد در مقابل عفونت‌ها و سلول‌های سرطانی عمل می‌کند. در دانشگاه پنسیلوانیا در یک بررسی مشخص شده سطح آنتی‌بادی‌ها در افرادی که در هفته 2-1 بار رابطه زناشویی برقرار می‌کنند، بالاتر است. آنتی‌بادی‌ها، مسئول دفاع از بدن در مقابل عفونت‌ها و سلول‌های سرطانی هستند. داشتن رابطه زناشویی منظم و موثر، باعث کاهش میزان ابتلا به بیماری‌های ویروسی مثل سرماخوردگی و آنفلوانزا می‌شود.

 

2) داشتن رابطه زناشویی باعث تقویت میل زناشویی می‌شود. اگر فردی به مدت طولانی رابطه زناشویی نداشته باشد، کم‌کم میل زناشویی در او کاهش پیدا می‌کند.

 

3) داشتن رابطه زناشویی کنترل مثانه در زنان را بهبود می‌بخشد. برای اینکه خانم‌ها دارای کنترل ادرار خوبی باشند، نیاز به داشتن یک کف لگن قوی هستند. حدود 30 درصد خانم‌ها از درجاتی از بی‌اختیاری ادراری رنج می‌برند. داشتن یک رابطه زناشویی خوب، باعث استحکام عضلات کف لگن و بهبود کنترل ادرار در زنان می‌شود.

 

4) رابطه زناشویی مرتب و منظم، باعث کاهش فشارخون می‌شود. در بررسی‌های علمی مشخص شده در افرادی که دارای روابط زناشویی منظم و مرتب هستند، فشارخون سیستولیک پایین‌تر است که نباید آن را با افزایش فشارخون در حین رابطه زناشویی اشتباه گرفت.

 

5) رابطه زناشویی یک ورزش محسوب می‌شود. در رابطه زناشویی در هر دقیقه به‌طور متوسط 5 کالری انرژی مصرف می‌شود که هم باعث کاهش وزن می‌شود و هم اینکه کنترل وزن را بهبود می‌بخشد. یکی از آثار مفید ورزش، تقویت عضلات قلب است. پیاده‌روی وقتی ورزش محسوب می‌شود که به قدری تند باشد که باعث افزایش ضربان قلب شود. در رابطه زناشویی علاوه بر مصرف کالری، تعداد ضربان قلب تا 150 بار در دقیقه نیز افزایش پیدا می‌کند. اگر یک رابطه زناشویی 20 دقیقه طول بکشد به‌طور متوسط 100 کالری مصرف می‌شود.

 

6) رابطه زناشویی، خطر سکته یا حمله قلبی را کاهش می‌دهد. افرادی که روابط زناشویی منظم و موثری دارند، تعادل هورمون‌های استروژن و تستوسترون در آنها بهتر است. در یک بررسی مردانی که دارای حداقل 2 بار رابطه زناشویی در هفته بودند، میزان مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های قلبی در آنها 50 درصد کمتر از مردانی است که رابطه زناشویی مرتب و منظمی نداشتند.

 

7) رابطه زناشویی باعث کاهش درد می‌شود. در یک بررسی در دانشگاه نیوجرسی مشخص شده حین برقراری رابطه هورمونی ترشح می‌شود که باعث بالابردن آستانه درد می‌شود و احساس هر نوع دردی در بدن را کاهش می‌دهد. رابطه زناشویی باعث کاهش درد می‌شود که منجر به ارگاسم یا همان ارضای زناشویی شود.

 

8) رابطه زناشویی خطر ابتلا به سرطان پروستات را در مردان کاهش می‌دهد. یکی از معتبرترین مجله‌های علمی در دنیا به نام «جاما» مقاله‌ای منتشر کرده که در آن مشخص شده، در مردانی که رابطه زناشویی منظمی داشته‌اند، میزان سرطان پروستات در آنها کمتر از مردانی است که رابطه زناشویی مرتب و منظمی نداشته‌اند.

 

9) رابطه زناشویی باعث بهبود خواب می‌شود. این مساله مشخص است که پس از داشتن یک رابطه زناشویی منجر به ارگاسم، خوابیدن راحت‌تر می‌شود. پس از ارضای زناشویی، ترشح برخی هورمون ها، منجر به احساس آرامش و خواب‌آلودگی می‌شود.

 

10) رابطه زناشویی باعث کاهش استرس و اضطراب می‌شود. با برانگیختگی زناشویی، هورمونی در مغز ترشح می‌شود که باعث کاهش اضطراب و استرس فرد می‌شود. رابطه زناشویی باعث افزایش اعتمادبه‌نفس می‌شود. حین رابطه زناشویی، هورمونی به اسم آندورفین ترشح می‌شود که باعث بهبود خلق می‌شود. افرادی که دارای خلق افسرده‌ای هستند، با داشتن روابط زناشویی منظم و موثر خلقشان بهبود پیدا می‌کند.

 

رابطه زناشویی مطلوب؛ چند بار در هفته؟

برخی این سوال را می‌پرسند که آیا هر روز می‌توان رابطه زناشویی داشت؟ آیا رابطه زناشویی روزانه باعث آسیب بدن می‌شود؟ داشتن رابطه زناشویی روزانه تا زمانی که طرفین از آن لذت می‌برند، هیچ اشکالی ندارد.

تعداد روابط زناشویی در هفته چقدر باید باشد؟ تعریف خاص و عدد خاصی برای این منظور وجود ندارد. تعداد دفعات برقراری رابطه به نیاز طرفین بستگی دارد. ممکن است نیاز یک زوج یک بار در هفته باشد و در مقابل زوج دیگر با 5 بار برقراری رابطه در هفته، نیازهایشان برطرف شود. اینکه یک تعداد از افراد برای حفظ سلامت خود از داشتن رابطه زناشویی سالم اجتناب می‌کنند به هیچ‌وجه باور درستی نیست و مبنای علمی ندارد.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 17:12 توسط آرام|

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ما نه کف دستتان را می‌خوانیم و نه فالتان را می‌گیریم؛ برای اینکه بگوییم کدام مرد، مرد زندگی شماست، نه می‌توانیم جادو کنیم و نه چیزی را پیشگویی کنیم. تنها می‌توانیم با دیدن و یادآوری برخی نشانه‌ها، امکان شناسایی مرد رویاییتان را برای شما فراهم کنیم. فهمیدن اینکه آیا یکی از همین مرد‌های اطرافتان، مرد زندگی شماست یا نه، کمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یک مرد رویایی آشنا شوید و ببینید که چه کسی در اطرافتان این نشانه‌ها را در رفتار‌هایش بروز می‌دهد.

نشانه اول؛ احترام
وقتی می‌خواهیم ببینیم که آیا یک مرد، مرد واقعی زندگی شماست، به اولین نکته‌ای که باید توجه کنیم، وجود احترام است. احترام موضوعی است که در صدر جدول خوشبختی قرار دارد و خودش را به هزار و یک جلوه نشان می‌دهد و البته احترام یک موضوع ۲جانبه است؛ موضوعی که هم شما باید برای رعایت‌کردنش تلاش کنید و هم همسرتان باید در رفتار‌هایش آن ‌را نشان دهد. اگر می‌خواهید بدانید احترام در رابطه میان شما و نامزدتان جایی دارد، می‌توانید از نشانه‌های زیر کمک بگیرید:

- اهل سازش است و به خاطر منافع مشترکتان کوتاه می‌آید. او گذشت‌های شما را می‌بیند و برای کم کردن فشار روی شما و ارتباطتان، گاهی از خواسته‌هایش می‌گذرد.

- به احساسات و نگرانی‌های شما گوش می‌کند و بدون نصیحت کردن یا رنجیدن، برای درک کردنشان تلاش می‌کند.

- می‌داند که یک آدم بی‌عیب و نقص نیستید اما شما را همان‌طور که هستید دوست دارد و با دیگران مقایسه‌تان نمی‌کند.

- برای نظر‌های شما ارزش قائل است؛ قبل از هر تصمیم اساسی‌ای، نظر شما را می‌پرسد و با تک‌روی سعی نمی‌کند حرف خودش را به کرسی بنشاند.

- وقتی موفقیتی به دست می‌آورید با تمام وجود برایتان خوشحال می‌شود و سعی می‌کند زمینه را برای موفقیت‌های آینده‌تان فراهم کند.

- احترام فقط در لحن خوب و رفتار پرمحبت خودش را نشان نمی‌دهد. پس اول ببینید که نامزدتان نشانه‌های بالا را در رفتار‌هایش نشان می‌دهد یا خیر و بعد وجود آن‌ها را در رفتارهای خودتان بررسی کنید.

نشانه دوم : اولویت‌های مشترک
همه ما ایده‌آل‌هایی در ذهنمان داریم که از بچگی، ‌وقتی صحبت ازدواج در آینده می‌آید، در ذهنمان چرخ می‌زنند. از ویژگی‌های ظاهری‌ای مثل قد و وزن گرفته تا شرایط مالی، تحصیلات و خصلت‌های رفتاری. مسلما هیچ دختری دوست ندارد همسر آینده‌اش بی‌پول یا بدخلق باشد اما اولویت‌گذاری آدم‌ها برای این ویژگی‌ها یکسان نیست. یکی به شأن اجتماعی اهمیت بیشتری می‌دهد و یکی به خلق‌وخو؛ یکی خانواده برایش مهم است و یکی هم پول. اما برای شما کدام مهم‌تر است؟

- برای انتخاب همسر، به الگوهای دیگران نگاه نکنید و سعی کنید که این موضوعات مهم را از نظر خودتان دسته‌بندی کنید.

- مهم نیست که از نظر بقیه فردی که انتخاب کرده‌اید چقدر شگفت‌انگیز یا ایده‌آل است، مهم این است که این فرد چقدر به معیارهای خود شما نزدیک باشد و البته اینکه از مرزبندی‌ها و خط قرمز‌هایتان هم عبور نکند.

- اگر به یک مورد خاص فکر می‌کنید و برای ازدواج فردی را بررسی می‌کنید، اول ۱۰ ویژگی مهمی که برایتان در اولویت قرار دارند را روی کاغذ بیاورید و بعد در مورد ایده‌آل بودن یا نبودن این فرد تصمیم بگیرید. حتی اگر او ۷ ویژگی از این ۱۰ تا را داشته باشد، می‌تواند یک همسر مناسب برای شما باشد.

- تا اینجای کار ۵۰ درصد مشکل حل شده. حالا وقت آن است که از این همسر آینده هم بخواهیم اولویت‌هایش را روی کاغذ بنویسد و ببیندکه آیا شما هم می‌توانید همسر اید‌آلی برایش باشید یا نه!

نشانه سوم : از خط قرمز‌ها نمی‌گذرد
در هر ارتباطی خط قرمز‌هایی هست که شکسته شدنشان همه چیز را به هم می‌ریزد و البته محدودیت‌های همه ارتباط‌ها مثل هم نیستند. وقتی هم که پای زندگی مشترک به میان بیاید، خط قرمز‌ها پیچیده‌تر و گاهی هم غیرقابل عبور‌تر می‌شوند و به همین دلیل یکی از اصلیترین نشانه‌هایی که به شما می‌گوید یک مرد، همسر ایده‌آل شماست، احترام به همین خط قرمز‌هاست.

- بعضی از خط قرمز‌ها در همه ارتباط‌ها مثل هم هستند و بعضی‌های دیگر هم تنها در مورد زندگی مشترک شما صادق هستند. پس اگر او می‌خواهد برایتان بهترین همسر دنیا باشد، باید هر دوی این مسیرهای ممنوعه را بشناسد و به آن‌ها احترام بگذارد.

- یک همسر ایده‌آل نباید تنها و تنها از مسیرهایی که خودش درست می‌داند عبور کند بلکه باید نگاهی به مفهوم درست در ذهن شما بیندازد و در صورتی که می‌بیند انجام یک کار به تصور ذهنی شما در موردش آسیب می‌زند، از انجام دادنش دست بردارد.

- شما هم در این مورد یک وظیفه دارید. درست است که بسیاری از این مرزبندی‌ها جزو کلیشه‌هایی هستند که همه مرد‌ها از آن باخبرند اما اگر مورد دیگری در ذهنتان وجود دارد، انتظار نداشته باشید که مردتان آن را حدس بزند بلکه با توضیح آن موضوع و بیان دلایلتان، اهمیت این خط قرمز را بازگو کنید و از او بخواهید که به این محدودیت احترام بگذارد.

نشانه چهارم : اجازه می‌دهد خودتان
همه ما دوست داریم بهترین باشیم. بهتر از چیزی که هستیم و حتی بهتر از چیزی که در توانمان هست. به خصوص اگر مقابل فردی بنشینیم که دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را به‌مراتب بهتر از خود واقعیمان جلوه دهیم و ضعف‌ها و شکست‌هایمان را در مقابلش پنهان کنیم. دوست داریم او فکر کند، قوی‌ترین و ایده‌آل‌ترین دخترجهان هستیم و هیچ جای دنیا، فردی به مهربانی، صبوری و دانایی ما پیدا نمی‌شود ولی مدتی که بگذرد، ‌این تلاش برای بیش از حد خوب بودن و در واقع یکی دیگر بودن، برایمان خسته‌کننده می‌شود و میل ماندن در آن رابطه را از وجودمان دور می‌کند.

- باید بدانید در یک رابطه ایده‌آل و در مقابل مردی که مرد زندگیتان است، شما هیچ نیازی به پنهان کردن خود واقعیتان نخواهید داشت.

- می‌دانید او شما را همان‌طور که هستید دوست دارد و حتی اگر هزار زن قدرتمند‌تر و دانا‌تر از شما مقابلش ظاهر شوند، ‌باز هم شما را انتخاب می‌کند.

- این حس به شما اعتماد به نفس می‌دهد و نمی‌گذارد که با حسادت، ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های بی‌مورد یا احساس ناامنی، زندگی مشترکتان را خراب کنید.

نشانه پنجم : از شما دفاع می‌کند
گرچه بهترین حالت ممکن این است که ازدواج شما همه را خوشحال کند و کوچک‌ترین سردی و مشکلی در این مسیر پیش نیاید اما نباید فراموش کنید که این حالت رویایی همیشه هم اتفاق نمی‌افتد. تفاوت‌های خانوادگی، تفاوت در انتظار‌ها و سبک زندگی و بسیاری عوامل دیگر می‌تواند انتقاد دیگران را متوجه شما و تصمیم مشترکتان کند. انتقادهایی که گاهی از طرف خانواده و اطرافیان شما بیان شده و گاهی هم به نامزدتان گفته می‌شوند و گوش او را پر می‌کنند.

- اگر او همسر ایده‌آل شما باشد، با شنیدن این داوری‌ها و گوشه کنایه‌ها از تصمیمش دلسرد نمی‌شود و برای راضی کردن دیگران، به فکر تغییر برنامه‌هایش نمی‌افتد.

- شاید شما ۲ نفر با گرفتن یک تصمیم مشترک بتوانید راه را برای این ازدواج هموار‌تر کنید اما یک مرد ایده‌آل هرگز بار این تغییرات را به دوش شما نمی‌اندازد و با قرار دادنتان در برابر دیگران، به‌دنبال حاشیه امنی برای خودش نمی‌گردد.

نشانه ششم : حستان به شما چه می‌گوید ؟
حتی اگر او تمام نشانه‌هایی که یک همسر ایده‌آل باید داشته باشد را دارد، باز هم به معنای این نیست که او مردی است که برای آرامش شما آفریده شده است. با وجود بررسی تمام این موضوعات، دست آخر باید به این فکر کنید که چه حسی درباره این مرد دارید.

- آیا هر زمان که او را می‌بینید احساس شوق و هیجان سراغتان می‌آید؟ آیا بعد از هر دیدار، با اشتیاق منتظر گذاشتن قرار بعدی می‌مانید؟ آیا وقتی صحبت از ازدواج می‌شود، دلتان می‌خواهد که زود همه‌چیز جفت‌وجور شود و برای همیشه در کنار او باشید؟

- اگر پاسخ شما به این سوال‌ها منفی است اما وقتی دو‌دو‌تا چهارتا می‌کنید، می‌بینید که او ایرادی ندارد که بخواهید به خاطرش از ازدواج صرف‌نظر کنید، ‌دست نگه‌دارید!

- حسی که شما باید به همسر آینده‌تان داشته باشید، حرف اول و آخر را می‌زند؛ حسی که اگر نباشد، ‌با وجود تمام ویژگی‌های مثبت هم نمی‌تواند شما را به ماندن در یک زندگی دلگرم کند.



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 9:56 توسط آرام|

بسیاری از جوانان تصور می کنند:که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است.و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند. در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می باشد.

دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت.دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است.اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست .برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می دهد.زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می کند.

در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می آوردی و احساس می کردی که گذشته و حالت از خودت می باشد.وآزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی.همه چیز را عاشقانه می نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت. اما همین که وارد زندگی مشترک می شوی شرایط کاملا تغییر می کند.اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است. اینجا صحبت از یک عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است.در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.

دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است.در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی.اینجا رفع نیاز هایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می باشد بنا براین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می کنی.اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می گیرند.ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می دهند.اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود.اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است.بنا براین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردانپرورش می دهد.و این مسئله خود باعث می شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند.اینجا یک رابطه ساده وعاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می شود.که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می پذیرد.

بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند.یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند. یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می کردند عشقآنها همیشه پر رنگ و ثابت بود.در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند.او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم .من کانون عشق و عاطفه هستم .من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی. همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می پروراندیم.محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم.

زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات و ظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند .بلکه این کار نیاز به پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است.چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می کنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد.در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می کنند.

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می سازند.در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است.و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم.

منبع www.moshaver41.ir

نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت 21:51 توسط آرام|

حفظ فضای عاشقانه در ازدواج

بسیاری از خانم‌ها و آقایان که مدتی از شروع زندگی مشترک‌شان می‌گذرد، وقتی به گذشته نگاه می‌کنند یاد دورانی می‌افتند که عاشق یکدیگر بودند و هیچ‌چیز نمی‌توانست جلوی زندگی عاشقانه‌شان را بگیرد، اما وقتی با هم ازدواج می‌کنند و مدت زمانی از این ماجرا می‌گذرد، عشق از زندگی آنها رخت برمی‌بندد.

آنها درگیر گرفتاری‌های روزمره می‌شوند و سرشان آنقدر شلوغ می‌شود که زندگی مشترک برای‌شان یک‌نواخت شده و جذابیت خود را از دست می‌دهد. در این شرایط زمانی هم که تصمیم می‌گیرند تا به زندگی‌شان سر و سامان داده و طراوت گذشته را به آن بازگردانند، سردرگم می‌شوند که از کجا باید شروع کنند ؟

za4-1796

زندگی عاشقانه یک اتفاق نیست، بلکه یک ارتباط روزانه است ، یک رابطه دوستانه است که هر روز بیش از پیش رشد می‌کند.

باید از زمانی که در کنار هم هستید لذت ببرید و تصور کنید نزد دوست داشتنی‌ترین فرد زندگی خود هستید.

زندگی رمانتیک فرایند پیوند دادن است. بسیاری از زوج‌ها معمولا سعی می‌کنند فضای عاشقانه را با غافل‌گیر کردن طرف مقابل مثلا با رفتن به یک رستوران فوق‌العاده و یا برنامه‌‌ریزی یک مسافرت به زندگی خود بیاورند. اما زمانی که می‌بینند طرف مقابل‌شان چندان خوشحال نشده، خیلی ناراحت می‌شوند. این امر کاملا طبیعی است، چرا که ممکن است چیزهایی که برای شما جالب و سرگرم کننده هستند، برای همسرتان جذاب نباشند.

از آن جایی که بیشتر افراد با تکنیک‌های ذهن‌خوانی آشنا نیستند! پس بهتر است از همسر خود سوال کنید چه چیزی دوست دارد. فقط کافی است بگویید: «تو، زندگی همراه با عشق را در چه چیزهایی می‌بینی؟» ، «عقیده ی تو در مورد یک ملاقات فوق‌العاده چیست؟ برای مسافرت کدام شهر را انتخاب می‌کنی؟»

مثلا : آیا همسرتان اهل هنر است؟ خوب می‌توانید او را به موزه و یا نمایشگاه‌های مختلف ببرید.

او را غافلگیر کنید:
پرسیدن علایق همسر و سپس عمل بر طبق گفته‌های او به این معنا نیست که شما نمی‌توانید او را غافلگیر کنید، حالا حتما نباید یک مسافرت باشد، می‌توانید یک یادداشت ساده ، اما غافلگیر کننده را در کیفش قرار دهید، غذا و یا سالاد مورد علاقه‌اش را درست کنید و او را به فیلمی که به تازگی اکران شده و او آرزوی دیدنش را دارد، ببرید.

برقراری ثبات:
زندگی رمانتیک یک اتفاق نیست. این نیست که شما آخر هفته بیرون بروید و همه چیز تمام شود. این امر مستلزم تلاش‌های مداوم است. البته اگر شما خلاق نباشید شاید برای‌تان کمی مشکل باشد. پس باید راهی پیدا کنید تا به شما کمک کند. بهتر است از سوال کردن از خود شروع کنید، سپس چند کتاب در مورد موضوعی که به شما پیشنهاد کرده خریداری کنید.

توجه کردن:
توجه خود را بر روی یکدیگر معطوف کنید نه بر روی اینکه در زمانی که با او هستید، چه کار دیگری هم می‌توانید انجام دهید:

می‌‌خواهید با هم به پارک بروید؟ پس لطفا تلفن همراه و کیف‌تان را با خود نبرید.

اموری را که ممکن است توجه شما را مخدوش کنند، کنار بگذارید و از وقتی که در کنار هم هستید نهایت استفاده را ببرید.

ایجاد فضای همراه با عشق در زندگی زناشویی امری نیست که یک شبه و بدون تلاش و کوشش به دست آید. در زندگی مشترک همیشه باید رفاقت و دوستی وجود داشته باشد. برنامه‌هایی بریزید که علایق هر دو نفر را تطمیع کند، با به کارگیری رموز عاشقانه ی کوچک یکدیگر را غافلگیر کنید و زمانی که با یکدیگر هستید تمام توجه خود را به او معطوف سازید.

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 12:42 توسط آرام|

وقتی از خانم‌ها می‌پرسید که از چه چیزهایی درمورد مردها بدشان می‌آید، لیستی بی‌انتها جلو رویتان می‌گذارند. با اینکه چیزهایی که زن‌ها در مورد مردها بدشان می‌آید ترکیبی از ویژگی‌های کوچک و بزرگ است، در خواندنی های امروز به ۱۰ چیزی که زن ها در مورد مردها ازش متنفرن اشاره می‌کنیم:

۱- قسم دروغ

با اینکه بیشتر خانم‌ها از قسم خوردن آقایان وقتی خودشان ناراحتند بدشان نمی‌آید اما از مردهایی که فکر می‌کنند قسم خوردن تنها راهی است که حرفشان را باور کنند متنفرند.

۲- سلطه‌گری

بیشتر خانم‌ها مردی می‌خواهند که از آنها محافظت کند و به آنها احساس امنیت دهد اما به دنبال دیکتاتوری که به آنها دستور دهد چه بکنند و کجا بروند و با کی حرف بزنند و یا چه بپوشند نیستند. زنان از مردانی که قصد کنترل دارند می‌ترسند و از آنها فرار می‌کنند.

۳- متعهد نشدن

خیلی مهم است که مردها درک کنند که وقتی همه چیز جدی می‌شود، زن‌ ها توقع دارند که شما دو نفر خودتان را محدود به همدیگر کنید. زن‌ ها از اینکه بازیچه کسی قرار بگیرند و با کسی بمانند که از متعهد شدن می‌ترسد متنفر هستند.

۴- رمانتیک نبودن

زن‌ها عشق واقعی همراه با حس ارتباط عاطفی به مردشان را می‌خواهند. اگر طرفتان احساس کند که فقط بخاطر رابطه‌ جنسی سراغ او می‌آیید خیلی زود از شما دور شده و حتی اجازه دست زدن به خود را هم به شما نخواهد داد.

۵- نرسیدن به خود

با اینکه ظاهر همه چیز نیست اما زن جذب مردانی که به خود نمی‌رسند، موهایشان ژولیده است، بوی عرق می‌دهند، ناخن‌هایشان بلند شده، دهانشان بو می‌دهد و لباس‌های چروک می‌پوشند نمی‌شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندامتان به خانم‌ها نشان می‌دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.

۶- قابل پیش‌بینی بودن

زن‌ها واقعاً از مردان قابل پیش‌بینی که هیچوقت کار متفاوتی انجام نمی‌دهند بدشان می‌آید. آنها عاشق مردانی هستند که سرشار از سورپرایزهای عالی اند.

۷- اولویت دادن به دوستانشان

اگر از گذراندن وقت با دوستانتان خیلی بیشتر از همسر یا نامزدتان لذت می‌برید و همسرتان هیچوقت نمی‌تواند ساعتی دو نفره با شما داشته باشد، مطمئناً یک جای کار می‌لنگد.

۸- مدام بحث کردن

زن‌ها از مردهایی که هر صحبت کوچک را به بحثی ادامه‌ دار و مشاجره تبدیل می‌کنند و باعث می‌شود آنها مجبور شوند مدام حالت دفاعی به خود بگیرند خوششان نمی‌آید.

۹- دید زدن خانم‌های دیگر جلو چشم آنها

با اینکه نگاه کردن به خانم‌ها برای برخی آقایان مسئله‌ای عادی است (البته نه زیاد از حد آن)، اما وقتی اینکار را جلو زن زندگیتان انجام دهید مشکل‌ساز خواهد شد.

۱۰- وابستگی

اعتماد به‌ نفس و استقلال ویژگی‌هایی بسیار جذاب در آقایان است، اما وابستگی و نا امنی اینطور نیست. زن‌ ها دوست ندارند با مردانی باشند که به خودشان اعتماد ندارند و برای روابط، کار و دوستی‌ هایشان نیاز به تایید دائمی دارند

منبع: www.moshaver41.ir

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 0:11 توسط آرام|

من در ابتدای این مقاله اعتراف می‌کنم که به عنوان یک مرد متاسفانه کم از این شوخی‌ها نداشته‌ام! این شوخی‌ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می‌کنند، یک اتفاق خیلی بزرگ بینشان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند! بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آن‌ها را رعایت نکنیم، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می‌کنند، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم!

باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصاً پسرهای جوانی که ازدواج می‌کنند، هنوز در فضای مجردی به سر می‌برند و نمی‌دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی‌های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم، البته دقت کنید این‌ها در فضای عادی و شوخی است:

* شوخی‌های تهدیدی:
1- طلاق:

مثلاً همسر شما می‌گوید «اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می‌کنی؟» بدترین جواب این است: «خب طلاقت میدم!» بعد هم غش غش می‌خندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید: «بابا شوخی کردم» همسر شما هم ناراحت می‌شود و شما او را «بی جنبه» خطاب می‌کنید و یک شوخی ساده می‌شود بهانه ای برای جنجال!

خب حالا فرضاً اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می‌آورید، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده، همسر شما نگران و مضطرب می‌شود، به فکر می‌رود، ناراحت می‌شود و … البته منظورم این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می‌شود، منظور این است که وقتی از این شوخی‌ها کردید کم کم عادتتان می‌شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می‌زنید.

2- زن دوم:

شب دیر به خانه می‌آیید، همسرتان می‌گوید: «کجا بودی تا این وقت شب؟» شما هم می گویید: «خونه دومی!!!» خیلی شوخی جالبی بود نه؟ یا مثلاً بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می‌کنید! مثلاً به بچه‌هایتان می گویید: «آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!»

البته تجربهٔ من ثابت کرده مردانی که از این شوخی‌ها می‌کنند، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی‌کنند! ولی باز هم می گویم این شوخی‌ها تیشه به ریشه زندگی می زند، همسر شما مدام در فکر می‌رود، شما هم با خودتان فکر می‌کنید همسرم چقدر شکاک است و زن‌های مردم اینطور نیستند و …!

3- مرگ و زندان:

آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته، به همسرش می‌گوید: «خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم.» یا مثلاً زیاد دیدم آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می‌آید می گویند: «خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مأمور بیان دنبالم.» یا «سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!» البته این‌ها نمونه است ولی حرف‌هایی است که زیاد در زندگی‌ها می‌بینم و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی این‌ها را بیان می‌کند، ولی نمی‌داند با همین شوخی‌ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می‌کند.

* شوخی‌های مردانه
4- شوخی‌های فیزیکی:

یک سری شوخی‌هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می‌دهیم، مثلاً با بیل می‌زنیم توی سر رفیقمان و به مدت نیم ساعت با هم می‌خندیم! یا دوستمان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می‌کند! خب این‌ها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است! ولی هرگز از این شوخی‌ها با همسرتان نکنید، خانم‌ها احساسات بسیار قوی ای دارند، مثلاً وقتی شما همسر خود را نوازش می‌کنید خیلی برای او لذت بخش است، و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می‌زنید به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی‌ها هم اصلاً نکنید.

با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد، تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده، ظاهراً خودکار برقی بود و یک برق چندولت خفیف همسرش را گرفته بود، این هم جزء شوخی‌های فیزیکی محسوب می‌شود که به هیچ وجه، تاکید می‌کنم به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.

5- شوخی‌های حاوی فحش:

باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی‌های به جا مانده از دوران مجردی است! البته منظورم از فحش، حرفی است که توهین تلقی شود، باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد – که البته همان هم غلط است – ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی‌ها استفاده نکنید، چیزی که جدیداً در شبکه‌هایی مثل فیس بوک دیده‌ام – با عذرخواهی از همه دوستان- واژه «کثافت» است که مثلاً با تغییر شکل «کصافط» می‌نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است، و متاسفانه آقایان در رابطه‌های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می‌کنند یا لفظش را به زبان می‌آورند، این هم نمونه ای دیگر از شوخی‌های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.

یا مثلاً واژه‌های دیگر، بعضی واژه‌ها را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم‌ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آن‌ها به شوخی به کار می‌برند مثل «لامصب» «بدبخت» «بیچاره» و …

پس خیلی مواظب این واژه‌ها باشید، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد، ولی باور کنید شروع با این واژه‌های ساده زندگی خیلی‌ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می‌کنم از این الفاظ استفاده نکنید.

* شوخی‌های تمسخر آمیز
6- شوخی در مورد اعضای خانواده:

مثلاً خانمی به همسرش می‌گوید: «اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه» شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید: «بابای تو هنوز قسط جهیزیه‌ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا!»

این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصاً بزرگ‌ترها و پدر و مادر هم می‌شود، یعنی فرضاً با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای کنید که دور از شان آن‌ها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.

7- مسخره کردن:

مسخره کردن همیشه بد است، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن! این مسخره کردن می‌تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می‌کنید: «نابغه! آی کیو! دانشمند!»

یا مسخره کردن قد، هیکل یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده‌ام، مثلاً به همسرتان می گویید: «عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقاً مزه چی میده؟» و یا: «این غذا رو برم بریزم جلو گربه‌ها ببینم لب میزنن یا نه!»

نکته آخر را هم بگویم، لطفاً اگر این شوخی‌ها را با همسرتان می‌کنید، بدون هیچ تعارفی، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و … را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقاً خیلی هم به همسرش علاقه داشت، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی‌های بی مورد، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفاً مراعات کنید

منبع:www.moshaver41.ir

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 0:8 توسط آرام|

ezdevaj چگونه  آقایان میتوانند رابطه جنسی مورد نیاز خود را در ازدواج بدست آورند
بدست آوردن  رابطه جنسی که مرد در ازدواج به آن احتیاج  دارد مسائلی است که این روزها  هم به اندازه دو هزار سال قبل  مرسوم بوده است. در این مورد هم مانند  سایر مسائلی که زمان و مکان ندارند، بحث  خیلی  پیچیده است. ولی از دیدگاه بسیاری از  آقایان  نباید اینگونه باشد.

 

اکثر مردها در زمان ازدواج تصور رابطه جنسی مکرر و راضی کننده با همسر خود دارند و آن را یکی از نعمتهای خدادادی ازدواج تصور میکنند. در آن لحظه بیشتر خانمها هم با شوهرانشان هم عقیده هستند. اما با گذشت زمان این مردها متوجه میشوند که دیدگاه خانمهایشان با آنها یکی نیست. آنها میفهمند که رابطه جنسی مکرر نیاز به صحبت و مذاکره دارد که آنها هیچ مهارتی در آن ندارند. در این مقاله، سعی داریم به مردها کمک کنیم این مهارت را در خود تقویت کنند تا کمبود و محرومیت از رابطه جنسی برایشان به اتمام برسد.
چرا باید رابطه جنسی داشته باشیم؟
مذاکره موفق با جمع آوری اطلاعات مرتبط شروع میشود. بنابراین به مرها پیشنهاد میکنیم که بحثشان را با سوال بسیار مهم «چرا باید رابطه جنسی داشته باشیم؟» شروع کنند. اگر صادق باشند، پاسخ آنها به این سوال بسیار متفاوت با همسرشان خواهد بود. مردها معمولاً نیاز به رابطه جنسی را تجربه میکنند که از چند روز بعد از آخرین ارضای جنسیشان (یا چند ساعت برای مردان جوانتر) شروع به رشد میکند. ازاینرو برای بیشتر مردها پاسخ به این سوال این است که «رابطه جنسی برای از بین بردن نیاز و عطش جنسی لازم است.» ما کاری که اکثر آقایان برای دست یافتن به این رضایت انجام میدهند را «عمل جنسی» مینامیم.
از طرف دیگر خانمها معمولاً آن عطش و میل جنسی را مثل آقایون تجربه نمیکنند. به همین دلیل، رابطه جنسی برای آنها هدفی کاملاً متفاوت دارد. برای آنها رابطه جنسی بخش کوچکی از چیزی بزرگتر است که به آنها برای ایجاد صمیمیت با مردی که عاشقش هستند کمک میکند. پاسخ به این سوال برای بیشتر خانمها این است که «رابطه جنسی برای ایجاد پیوند عاطفی که با محبت و گفتگوی صمیمانه ایجاد میشود، لازم است.» ما کاری که اکثر خانمها برای رسیدن به این هدف انجام میدهند را «اتفاق جنسی» مینامیم.
منظور ما را اشتباه نگیرید. منظور ما این نیست که هدف از رابطه جنسی برای زن و شوهرها فقط یک چیز است. معمولاً مجموعهای از انگیزه ها در مردان هم باعث میشود که رابطه جنسی را برای ایجاد پیوند احساسی بخواهند و خانمها هم از رابطه جنسی خود توقع رضایت و آرامش دارند. منظور ما این است که انگیزه اصلی و اولیه زن و شوهرها برای برقراری رابطه جنسی با هم معمولاً متفاوت است.
هورمون تستوسترون توضیح میدهد که چرا مردان هدف رابطه جنسی را برآوردن آن عطش و نیاز خود میبینند. این هورمون که در بیشتر مردان به مقدار فراوان وجود دارد و در خانمها بسیار کم است، باعث ایجاد این نیاز و عطش جنسی میشود. زنان اگر به میزان تستوسترون بدن یک پسر ۱۹ ساله تستوسترون وارد بدن خود کنند، این عطش و نیاز جنسی به سراغ آنها هم میرود و به اندازه مردان به دنبال رابطه جنسی خواهند بود.
درمورد خانمها هم درست مثل آقایون احتمالاً دلایل فیزیولوژیکی باعث ایجاد این دیدگاه درمورد رابطه جنسی شده است. هورمونها و مجاری عصبی که مخصوص خانمهاست احتمالاً مسئول نیاز خانمها به صمیمیتی است که رابطه جنسی برای آنها ایجاد میکند. اما این دلایل فیزیولوژیکی هر چه باشند، آنقدرها به خانمها انگیزه نمیدهد که به اندازه آقایون به دنبال رابطه جنسی باشند.
البته زایش و باروری علت نهایی رابطه جنسی است. فیزیولوژی مردان و زنان طوری است که به طور ناخودآگاه آنها را به برقراری رابطه جنسی با هم تحریک میکند تا نسل خود را ادامه دهند. گاهی اوقات این هدف میتواند آگاهانه بوده و به دقت با هدف بچه دار شدن رابطه جنسی برقرار کنند. اما این دلیل معمول رابطه جنسی زن و شوهرها نیست. و این دلایل به آنها انگیزه میدهد که حتی وقتی هیچ میلی به زایش و بچه دار شدن ندارند هم با هم رابطه جنسی برقرار کنند.
چطور باید رابطه جنسی برقرار کنیم؟
سوال بعدی که در بحث با همسرتان درمورد افزایش دفعات ارتباط جنسی دارید باید بپرسید این است که ” چطور باید رابطه جنسی برقرار کنید؟” پاسخ به این سوال بیشتر به پاسخی که به سوال اول میدهید بستگی دارد، “چرا باید رابطه جنسی داشته باشیم؟”
بیشتر مردها اگر به حال خودشان گذاشته شوند سبکی از رابطه جنسی را انتخاب میکنند که نشانگر هدف آنها، یعنی ارضای میل و نیازی است که در آنها بسیار شدیدتر و بیشتر از خانمهایشان است، میباشد. آنها شروع کننده عمل جنسی خواهند بود که با ایجاد اعمالی برای تحریک خودشان آغاز خواهد شد. برای بیشتر مردها نگاه کردن به بدن همسرانشان و حس کردن آن، مخصوصاً سینه ها، باسن و اندام جنسیشان بهترین راهکار است. بهترین زمان برای انجام این عمل جنسی وقتی است که همسرشان قبل از خواب کنار آنها در تختخواب دراز کشیده است و یا در زمان بیدار شدن از خواب. عمل جنسی خود معمولاً شامل سکس کامل است اما خیلی از مردها رابطه جنسی دهانی را چون سریعتر و قویتر است ترجیح میدهند.
باز هم اشتباه متوجه منظور ما نشوید. ما توصیه نمیکنیم که همه شوهرها اینطور رفتار کنند یا اصلاً اینطور فکر کنند. اما در گفتگویی که با همسرتان دارید درمورد غرایزتان کاملاً صادق باشید و به همسرتان بگویید که چه چیزی بیشتر به شما لذت میدهد.
باتوجه به دیدگاهی که خانمها درمورد رابطه جنسی دارند که باور دارند رابطه جنسی میبایست یک تجربه احساسی مبنی بر محبت و گفتگوی صمیمانه باشد، پاسخ آنها به این سوال کاملاً متفاوت خواهد بود. آنها میخواهند رابطه جنسی برایشان بخشی از یک تجربه عاشقانه بسیار گسترده تر باشد. شام خوردن، رقصیدن و راه رفتن زیر نور ماه، همه و همه توام با حس محبت و مراقبت طرفمقابل نمونه هایی از مقدماتی هستند که آنها برای داشتن یک رابطه جنسی رضایتبخش نیاز دارند.
وقتی به این قسمت از مذاکره با همسرتان رسیدید، دیدگاه او نسبت به اینکه چطور باید رابطه جنسی برقرار کنید به شما کمک خواهد کرد بفهمید چرا برایتان داشتن این ارتباط به آن اندازهای که شما میخواهید سخت بوده است. حتی اگر همسرتان به همین اندازه دقیق به این سوال پاسخ ندهد، تصور میکنیم بتوانید حس کنید که رابطه جنسی برای شما یک عمل واحد اما برای همسرتان بخشی از یک اتفاق بزرگتر است.
با چنین اختلاف دیدگاه شگرفی، چطور انتظار میرود یک زن و شوهر به توافقی مشتاقانه درمورد میزان رابطه جنسی برسند؟ وقتی مرد بنابر ذات و باورهای خود رابطه جنسی برقرار کند باعث میشود همسر خود را وسیله ای ببیند که شوهرش فقط برای ارضای عطش جنسی خود از آن استفاده میکند و وقتی زن با دیدگاه خود رابطه جنسی برقرار کند باعث میشود مرد احساس کند که همسرش شرایطی قرار داده که آن دفعات رابطه جنسی که او میخواهد تقریباً غیرممکن شود.
به خاطر داشته باشید که هم خانمها و هم آقایان از رابطه جنسی به دنبال رهایی و صمیمیت هستند. درواقع، مردهایی هستند که خیلی بیشتر از همسرانشان به دنبال صمیمت هستند و زنهایی که خیلی بیشتر از شوهرانشان فقط به دنبال ارضای جنسی میباشند. اما خیلی خوب است که بدانید معمولاً از نظر هدف اولیه رابطه جنسی و چگونگی ابراز آن بین زنان و مردان اختلاف وجود دارد. زمانیکه این اختلاف درک شود، خواهید توانست راهی برای افزایش دفعات انجام رابطه جنسی بین خود برحسب توافق مشتاقانه متقابل پیدا کنید.
چطور میتوانیم رابطه جنسی بیشتری داشته باشیم؟
راهکاری که معمولاً به زوجهایی که قصد بالا بردن دفعات رابطه جنسی خود را دارند پیشنهاد میشود این است که اعمال جنسی خود را به اتفاقات جنسی تبدیل کنند.
زمانی که مردی محیط محبت آمیز ایجاد میکند، شرایطی را فراهم میکند که رابطه جنسی برای همسرش تبدیل به یک اتفاق شود. لازمه آن حتماً داشتن گفتگوی عاشقانه است. اگر این محبت و گفتگوهای عاشقانه منظم باعث شود زن بتواند با شوهر خود پیوند احساسی برقرار کند، رابطه جنسی بُعد بسیار مهمی از حس صمیمیت زن خواهد شد.
لازم است بدانید که سریعترین روش برای رسیدن به هرچه که در ازدواجتان میخواهید این است که دیدگاه های همدیگر را درک کرده و به آن احترام بگذارید.
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 12:36 توسط آرام|


ویژگی هایی که باعث ترشیدگی دختران می شود


 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تا به حال فکر کرده اید چرا بعضی افراد این همه طرفدار دارند و محبوب همه هستند اما بعضی دیگر ... انگار کسی دوست ندارد حتی نزدیکشان بشود؟ خب، دسته اول مهره مار ندارند (شما که به این جور خرافات اعتقاد ندارید؟!) بلکه خصوصیاتی دارند که باعث محبوبیتشان می شود، یا بهتر بگوییم فاقد خصوصیاتی هستند که آدم ها را از آنها براند. چه خصوصیاتی باعث می شود دیگران از شماها فاصله بگیرند؟ اگر نمی خواهید مجرد بمانید این خصوصیات هفتگانه را در اسرع وقت در خودتان از بین ببرید. چون هیچکس دوست ندارد با چنین آدم هایی ازدواج کند.

 1. دخترهایی که برای خودشان "مرد" شده اند!

متاسفانه شمار این جور دخترها در دنیای امروز روبه افزایش است و جالب اینجاست که آنها اصلا از دافعه های خودشان خبر ندارند و به "مردانگی" خودشان کاملا افتخار می کنند. آنها زنان دیگر را ضعیف، ناتوان، ظریف و وابسته می دانند و اصلا حاضر نیستند به عنوان جنس زن به آنها نگاه شود. لباس های مردانه، کارهای مردانه، بازوهای قوی و برجسته و صدای کلفت و مردانه از چیزهای مورد علاقه آنهاست که با آن فخر می فروشند و ظرافت های زنانه را باعث سرافکندگی خود می دانند.
زنان مردنما همانقدر برای دیگران دافعه دارند که مردان زن نما حال شما را بد می کنند. زن، زن آفریده شده و مرد، مرد، و هر کدام از این دو جنس در قالب خصوصیات خودشان است که جذابیت دارد، قدرت دارد و می تواند کارهایش را راه بیندازد. البته این جور دختران می توانند به خوبی جای پدر را برای بچه هایشان پر کنند اما متاسفانه مجرد می مانند، چون پدر بچه ها دنبال "همسر" خوبی برای خود می گردد!

 2. دخترهای خرافاتی

اگر اولین سوالی که در هنگام آشنایی با افراد می پرسید این است که متولد چه ماهی هستند، اگر پای دکه روزنامه فروشی می ایستید و فال این ماهتان را در تمام مجلات می خوانید، اگر در کتابخانه اتاقتان انواع گوناگون کتاب های تعبیر خواب، فال قهوه، طالع بینی هندی، چینی، رومی، فرانسوی و ... است، اگر به خودتان انواع سنگ های ضد چشم زخم، ازدیاد حافظه، مهره مار، سنگ ماه تولد، سنگ سیاره ژوپیتر و از این جور چیزها آویزان کرده اید و اگر پاتوق شما خانه معروف ترین فال قهوه گیر شهر است که برای رسیدن به آرزوها و خواسته های مختلفتان نسخه های عجیب و غریب می پیچد، باید بگوییم که سرگرمی خوبی دارید اما خیالتان را راحت کنیم: متاسفانه در طالع شما هیچ ازدواج موفقی دیده نمی شود!

می دانید چیست، متاسفانه مردها سر از اسرار ماوراءالطبیعه در نمی آورند و اصلا نمی توانند شما را درک کنند. آنها واقع بین هستند و اکثرا همه چیز را از دید عقل و تجربه میبینند، به خاطر همین ذاتا از این جور کارها دل خوشی ندارند. البته که مهم نیست آنها چه فکری در مورد شما می کنند، اما ... خواهش می کنیم به خاطر خودتان هم که شده کمی منطقی باشید!

 3. دخترهای خانم معلم

من یکی از آنها را می شناسم. او مثل یک وجدان آگاه "اکسترنال" است که به من وصلش کرده باشند: مدام مسائل و باید و نبایدهای بهداشتی، روانشناختی، علمی، اجتماعی، سلامت، تغذیه و خلاصه هر چیز دیگری که راجع به آن مطالعه ای داشته را به من گوشزد می کند.

او مرتب یادآوری می کند که موقع ظرف شستن بهتر است دستکش بپوشم، موقع رد شدن از خیابان خیلی احتیاط کنم، بزرگترها را نباید به اسم کوچک صدا کنم، کلم بروکلی برای سلامتی مان خیلی خوب است، چت کردن کار بدی است، موقع کار با کامپیوتر باید صاف نشست، و هیچ وقت نباید از چراغ قرمز رد شد! و خدا نکند که من بخواهم دست از پا خطا کنم و این دستورات را نادیده بگیرم، مثلا خدای ناکرده بروم سینما و پفک و چیپس با سس تند بخورم!

البته او خیلی دختر خوب و شایسته ای است، اما هیچ وقت نمی توانم از بودن با او لذت ببرم. (بیچاره همسرش!) بد نیست بدانید که همه ما آدم ها علاوه بر والد، بالغ و کودک درون، یک "معلم" درون هم داریم که اینها را به ما گوشزد می کند اما فرقش این است که گاهی می توانیم خاموشش کنیم و کمی از شیطنت هایمان لذت ببریم. معلم بازی به شدت دیگران را از شما فراری می دهد.

 4. دخترهای پول پرست

نیازی به توضیح نیست که اینها چه جور دخترهایی هستند. این دخترها نشانه هایی دارند که طرف مقابلشان خیلی زود آنها را می شناسد: آنها مدام در مورد مسائل مالی حرف می زنند، اولین سوالاتی که می پرسند در مورد میزان درآمد، مدل ماشین، محل زندگی، وضعی اقتصادی خانواده و این قبیل است و اگر در چشم انداز آینده یک رابطه احتمال بحران مالی یا احیانا اجبار به قناعت را ببینند بلافاصله محو می شوند!

قضیه خیلی ساده است، دختری که دنبال جیب طرف مقابلش است در روزهای سخت به درد نمی خورد. رابطه عاطفی با چنین دخترانی بی نهایت شکننده و نامطمئن است و همسرشان تحت استرس زیادی قرار دارد. اگر چنین دختری هستید متاسفانه طرفداری ندارید؛ پسرها هم می خواهند با کسی ازدواج کنند که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، نه جیبشان (آنها هم دل دارند!)، همانطور که شما دوست دارید طرف مقابلتان شما را به خاطر خودتان بخواهد نه ظاهرتان.

 5. دخترهای انحصارطلب

دخترهای انحصارطلب خیلی خوبند، فقط یک ایراد بزرگ دارند: آنها روزگار همسرشان را سیاه می کنند! آنها می خواهند تمام زندگی طرف مقابلشان شوند و این اصلا منطقی نیست. همه خانم ها دوست دارند در مرکز توجه مرد زندگی شان باشند اما این توجه حد و مرزی دارد که دخترهای انحصارطلب از آن بی خبرند.

آنها تنها زمانی شادند که احساس کنند تمام توجه مرد زندگی شان به آنهاست و اگر او کوچکترین توجهی به دیگران یا به مسائل و جنبه های دیگر زندگی اش بکند اوقاتشان تلخ می شود. حتی ممکن است تبدیل به افرادی کنترلگر شوند و مدام همسرشان را چک کنند و مثل سایه دنبالش باشند.

البته در ابتدای آشنایی خودبخود طرف مقابل ما تمام زندگی مان می شود اما اگر این روند بخواهد ادامه پیدا کند ما را از کار و زندگی می اندازد. هر فردی در کنار ازدواجش، که البته جنبه بسیار مهمی از زندگی اش است، لازم است به خانواده اش، کارش، تفریحات و دوستانش و علایق دیگرش هم به اندازه خودشان توجه کند؛ همچنین به فردیت خودش به عنوان یک انسان مستقل. این دخترها جلوی رشد و پیشرفت همسرشان را می گیرند، و هیچ مردی هم این را نمی خواهد.

 6. دخترهای خودباخته

دخترهای خودباخته را حتما می شناسید: آنها به خاطر رابطه شان از همه چیزشان می گذرند و حاضرند تمام زندگی شان را برای طرف مقابلشان فدا کنند. آنها از خود گذشته هایی هستند که همیشه در دسترسند، هرگز ناراحت و دلخور نمی شوند، همیشه دنبال راضی کردن طرف مقابلند، هیچ اولویتی برای خودشان قائل نیستند، از نیازهای خودشان می گذرند تا به نیازهای مرد زندگی شان برسند، به فکر رشد و پیشرفت شخصی نیستند و بالاخره همه زندگی شان در رابطه شان خلاصه می شود.

این جور دخترها همه این کارها را به خاطر خشنود کردن طرف مقابل انجام می دهند، اما برعکس آنچه خودشان فکر می کنند به جای راضی کردن طرف مقابل او را از خود می رانند. آنها در نهایت به افرادی بی هویت و به شدت وابسته تبدیل می شوند که همه بار زندگی شان روی دوش همسرشان خواهد بود.

گاهی اینطور به نظر می رسد که دخترهای سر به زیر حرف گوش کن بیشتر مورد توجه هستند، اما آنها بعد از مدتی بی نهایت کسل کننده می شوند. در واقع دخترهایی که در حد خودشان استقلال و هویت دارند و به دنبال رشد شخصی خودشان هم هستند برای همه جذابترند.

 7. دخترهای غرغرو

این آخرین مورد است اما بیشتر از تمام مواردی که تا اینجا خواندید آدم ها را از شما فراری می دهد. واقعا چه کسی دلش می خواهد یک نفر مثل رادیوهای قدیمی مدام زیر گوش وزوز کند، آن هم از نوع غرغر؟! از نزدیکترین مردی که دم دستتان است سوال کنید چه چیز بیشتر از همه روی مخش می رود و او به شما خواهد گفت که یک آدم غرغرو. غرغروها انرژی آدم را تحلیل می برند و واقعا روی اعصاب راه می روند و متاسفانه خودشان هم متوجه نمی شوند که چقدر این کارشان بیهوده است.

وقتی مدام غرغر می کنید دیگر کسی به حرف های شما گوش نمی دهد و محتوای حرف هایتان را نمی فهمد؛ اگر هم تا به حال با غرغر توانسته اید به هدفتان دست پیدا کنید و کسی را مجبور به کاری بکنید فقط برای این بوده که از دستتان خلاص شوند و شما را از سر وا کنند، نه هیچ چیز دیگری.

البته که شما حق دارید خواسته هایتان را از دیگران بخواهید یا شکایت هایتان را مطرح کنید اما چطور است یک شیوه موثرتر و جذاب تر برای این منظور پیدا کنید؟ شاید هم خواسته هایتان نیاز به بازبینی داشته باشد. مطمئنا اصلا دوست ندارید کسی توی دلش به شما بد و بیراه بگوید.

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 12:33 توسط آرام|

4620 400 300x207 برخی نیازهای جنسی اقایان که به انها بی توجهید!


اکثر اقایان خواسته هایی از همسرشان دارند که به هرعلت انها را به زبان نمی اورند وبه اصطلاح  رودربایسی دارند نیازهای جنسی در صورت براورده نشدن باعث بی میلی طرف مقابل به را بطه جنسی می شودبد نیست به برخی از این خواسته های جنسی اقایان توجه کنید

 انتقاد از خانم ها بسیار مشکل است. شما چگونه می توانید بدون ایجاد عکس العمل بدی در شریک جنسیتان ، خواسته های جنسی خود را با او در میان بگذارید؟

سایت مجله پزشکی مادر: انتقاد از خانم ها بسیار مشکل است. شما چگونه می توانید بدون ایجاد عکس العمل بدی در شریک جنسیتان ، خواسته های جنسی خود را با او در میان بگذارید؟ هرچند این امر هرگز بطور کامل تحقق نمی یابد ولی شما به کمک روان شناسی می توانید تقاضاهای جنسی خود را بدون جریحه دار کردن احساساتش، با وی مطرح کنید و یا این که از رفتار جنسی او انتقاد نمایید.
مردان از همسران خود چه خواسته جنسی دارند؟
در اینجا به برخی از شایعترین مشکلات مردها و راه برطرف کردن آن ها اشاره شده است:
۱- پیش قدم نشدن زن برای رابطه جنسی
به او بگویید: من از این که همیشه شروع کننده هستم ناراحتم،اگر گاهی تو هم بسوی من بیایی و مرا تحریک کنی خیلی لذت می برم.یادتان باشد که هر بار که او این کار را انجام می دهد عکس العمل خوبی از خود نشان بدهید.
۲- بوی بد واژن
بدون آن که چیزی در مورد بوی بد واژن به او بگویید،با یکدیگر به حمام رفته و بدن او را بشویید.سپس از او بخواهید تا همین کار را برای شما انجام دهد.بعد از حمام او را بو کرده و بگویید از این تازگی و بوی خوب بدنش خیلی لذت می برید.
۳- تنفر از بعضی رفتارهای جنسی
هیچوقت احساس نارضایتی خود از یک نوع رفتار جنسی خاص را بطور مستقیم بیان نکنید.یکبار در اتاق خواب جای خود را با هم عوض کنید و از او بخواهید تصور کند که جای شماست.حالا با انجام کارهایی که از آن لذت می برید و دوست دارید او برای شما انجام دهد،راهنماییش کنید.
اگر این شیوه هم موثر واقع نشد خواهش خود را بطور غیرمستقیم با او در میان بگذارید.
بعضی از زن ها،همه مردها را مثل هم دانسته و فکر می کنند همه آن ها فقط از یک چیز لذت می برند.بدون شک این تفکر اشتباه است.بدون آن که با خشونت یا بی احترامی رفتار کنید،تقاضا های جنسی خود را به او بگویید تا چیزهای موردعلاقه شما را یاد بگیرد.
برای اینکه ارتباط شما پایدار باقی بماند شما و شریک جنسیتان باید یکدیگر را از همه جنبه ها خوب بشناسید و رابطه جنسی یکی از جنبه های مهم شماست.
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 12:31 توسط آرام|


آخرين مطالب
» 7 نکته مهم برای دم بخت ها
» 10 فایده طبی رابطه زناشویی را بدانید
» فقط دخترها بخوانند؛مردانی که مرد زندگی هستند
» تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه
» حفظ فضای عاشقانه در ازدواج
» 10 چیزی که زن ها در مورد مردها ازش متنفرن
» 7 شوخی زشت آقایان با خانم ها
» بدست آوردن رابطه ی جنسی مورد نیاز در ازدواج
» ویژگی هایی که باعث ترشیدگی دختران می شود
» برخی نیازهای جنسی آقایان که به آنها بی توجهید!
Design By : Pars Skin